تبليغاتX

عشق-بازی-نیست!

تنهایی بد ترین درد

برای تو برای تو می نویسم که بودنت بهار ونبودنت خزان است . تویی که

 تصور حضورت سینهی بی گناه کاغذ را نقش سرخ عشق می ورزد.

 در کویرقلبم از تو برای تو می نویسم: " ای کاش در طلوع چشمان تو

زندگی می کردم تا مثل بارن هر صبح برایت شعر می سرودم .

آن هنگام زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم و به شوق تو اشک می

شدم  

2 نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 16:43  توسط ==>jinglberd<==  | 

 
تبليغات X