تصور حضورت سینهی بی گناه کاغذ را نقش سرخ عشق می ورزد.
در کویرقلبم از تو برای تو می نویسم: " ای کاش در طلوع چشمان تو
زندگی می کردم تا مثل بارن هر صبح برایت شعر می سرودم .
آن هنگام زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم و به شوق تو اشک می
شدم
عضويتلغو عضويتPowered by WebGozar
RSS