تبليغاتX

عشق-بازی-نیست!

همدردی یار

مسلمانان مرا وقتی دلی بود

که با وی گفتمی گر مشکلی بود

به گردابی چو می افتادم از غم

به تدبیرش امید ساحلی بود

دلی همدرد و یاری مصلحت بین

که استظهار هر اهل دلی بود

ز من ضایع شد اندر کوی جانان        

چه دامنگیر یارب منزلی بود

هنر بی عیب هرمان نیست لیکن

ز من محروم تر کی سائلی بود

برین جان پریشان رحمت آرید

که وقتی کاروانی کاملی بود

مرا تا عشق تعلیم سخن کرد

حدیثم نکته ی هر محفلی بود

مگو دیگر که« حافظ» نکته دان است

که ما دیدیم و محکم جاهلی بود

بازم می گم دیونه



2 نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 13:0  توسط ==>jinglberd<==  | 

 
تبليغات X