تبليغاتX

عشق-بازی-نیست!

اشک هایت را شبی با دست خود پر می دهم
صد بهار را به چشمانی که تر شد می دهم

گر چه آسمان دلم گشته از ابرها تهی
 من به دریای آبی ات بی محا با جان می دهم

قلب پاک توخالی ز عشق است و من
 بر فراز وسعت پاکش کبوتر می دهم

من شدم پروانه و هرشب در کوچه ها
 از تو و عشق تو آواز سر می دهم

 

                                love bazi


2 نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 1:14  توسط ==>jinglberd<==  | 

عشق [ LOVE ]
عشق ، يك عكس يادگاري نيست ، يك مزاح شش ماهه يا يك ساله نيست .
واقعيت عشق در بقاي آن است حقيقت عشق در عمق آن ، و اين هر دو در اراده ي
 انساني ست كه مي خواهد رفعت زندگي را به زندگي باز گرداند .
 
دختران و پسران بسياري هستند كه تمام هدفشان از طرح مساله ي عشق ،رسيدن است .
 
عجب جنجالي به پا مي كنند !
اعتصاب غذا ، تهديد ، گريه ، سكوت ، فرياد ... و سرانجام ، رسيدن .
 
اما از همين لحظه مشكل آغاز مي شود .
 وقتي هدف اينقدر نزديك باشد(گرچه كمي هم دور به نظر مي رسد ) بعد از زماني كه، برق آسا مي گذرد ديگر نمي دانند چه بايد بكنند
. قصد بي حرمتي به هم را كه ندارند !
بي حرمتي ، فرزند دیوانگی ست ، فرزند تكرار .
و اين را بايد مي دانستند كه رسيدن به
پله ي اول چون مناره اي ست كه بر اوج آن اذان عاشقانه مي گويند .
برنامه اي براي بعد از وصل . برنامه اي براي تداوم بخشيدن به وصل 
2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 11:51  توسط ==>jinglberd<==  | 

مجنون شو
من نگویم که به درد دل من گوش کنید
 
بهتر آنست که این قصه فراموش کنید
 
عاشقان را بگذارید بنالند همه
 
مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید

 
2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 11:34  توسط ==>jinglberd<==  | 

شهادت مظلومانه حضرت فاطمه < س >
 

 شهادت مظلومانه سیده بانو دو عالم

                     را به تمام مردم دنیا تسلیت می گویم

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 3:24  توسط ==>jinglberd<==  | 

سلام بعد از مدت ها آپ شدم
همیشه دنبال کسی باش که دلش بزرگ باشه تا نخواهی به

خاطر اینکه تو دلش جا بشی خودت رو کوچیک کنی

 

 

2 نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 11:38  توسط ==>jinglberd<==  | 

مستی و غم و دوری
مستیم درد منو دیگه دوا نمیکنه

غم بامن زاده شده منو رها نمیکنه

شب که از راه میرسه غربتم باهاش میاد

توی کوچه های شهر باز صدای پاهاش میاد

من غمای کهنمو بر میدارم

که توی  میخونه ها جا بزارم

میبینم یکی میاد از میخونه

زیر لب مستونه آواز می خونه

مستیم درد منو دیگه دوا نمیکنه

غم با من زاده شده منو رها نمیکنه

گرمی مستی میاد توی رگهای تنم

میبینم دلم می خواد با یکی حرف بزنم

کی میاد به حرفای من گوش بده

آخه من غریبه هستم با همه

یکی آشنا میاد به چشم من

ولی از بخت بدم اونم غم

           مستیم درد منو دیگه دوا نیست

2 نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 5:25  توسط ==>jinglberd<==  | 

 
تبليغات X